دلم می گیره هر طرف رو نگاه میکنم فقط اونو می بینم و التماسش می کنم آرومم کنهخطا می کنم و شرم می کنم از گفتن اشتباهاتم به دیگران، حتی دیگران نزدیک نزدیکم، نگاهم می افته به اون که چقدر باهاش راحتمدلم رو راحت می شکنن اروم و بی صدا، اما اون صدای شکسته شدنم رو می شنوهدور و برم رو نگاه می کنم دنبال یکی می گردم که بهم بگه تنهام نمی زاره منو اینطوری که هستم قبولم داره باز نگاهم به اونهبین این همه بودن ها و خطا کردن ها و شکستن ها می ترسم از اینکه اونم تنهام بزارهکاش نقطه اتصالم بهش پاره نشهاگه پاره شد گره ای بخوره جدا نشدنیمی شنوی خدای من؟من تنها نگاهم فقط به تو هستجهانم همه تو.....
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۱ ساعت 17:41 توسط فرزانه
|
برچسب:
نویسنده: متین اکبری
تاريخ: يکشنبه
17 مهر
1401 ساعت: 12:55